برخورد تايتان ها


 






 
Clash of the Titana
كارگردان: لويي لتريه
فيلمنامه: تراويس بيچام،‌فيل هي،‌مت منفردي و بر اساس فيلمنامه 1981 بورلي كراس
مدير فيلمبرداي: پيتر منزيس
موسيقي: رامين جوادي
بازيگران: سام ورثينگتن ( پرسيوس )،‌ليام نيسون ( زئوس )،‌رالف فاينس ( هادس )،‌جيسون فلمينگ (فلمينگ ( كاليبوس / آكريسوس )،‌جماآرترتون (لو) و آلكس داوالوس ( آندرامودا)
محصول مشترك 2010 بريتانيا و آمريكا 106 دقيقه
ژانر: حادثه اي ـ ماجراجويانه ـ درام ـ افسانه اي

خلاصه داستان
 

داستان با گفتار متني آغاز مي شود كه سه خداي يونان باستان زئوس،‌ پوزيدان و هادس سال ها پيش با تايتان ها نبرد كرده اند. هادس با خلقت « كراكن » ها بر « تايتان » ها پيروز مي شود. پس از شكست تايتان ها « زئوس » خداي درياها مي شود. اما هادس تحت فشار برادرش« زئوس » مجبور مي شود دنياي زير زمين را براي حكمراني انتخاب كند.او مي آموزد از راهي متفاوت از انسان ها قدرت كسب كند. يعني بر خلاف برادرانش كه از طريق ايجاد ترس در ميان انسان ها قدرت شان را حفظ مي كنند.هزاران سال بعد،‌ماهيگيري به نام « سيپروس » تابوتي شناور در دريا مي يابد و درون آن كودكي ( سيپروس ) را همراه با مادر مرده اش پيدا مي كند. «سيپروس » تصميم مي گيرد پرسيوس را بزرگ كند. سال ها پرسيوس و خانواده اش به ماهيگيري مشغول هستند.اما آنها شاهد ويراني مجسمه زئوس توسط سربازان « آرگوس » مي شوند كه اين خود نوعي اعلام جنگ عليه خدايان است. « هادس » به هارپيس دستور مي دهد تا سربازان را قتل عام كند پيش از آنكه او خودش قايق ماهيگيري خانواده پرسيوس را نابود كند. پرسيوس مي كوشد جان خانواده اش را نجات دهد اما تلاشش بي ثمر است. سربازان نجات يافته « پرسيوس » را با خود به « آرگوس » مي برند. در ضيافتي به خاطر بازگشت سربازان شاه آرگوس (سفيوس ) و ملك ( كاسيوپيا) خود و دخترشان ( آندرامودا ) را با خدايان مقايسه مي كنند. در حالي كه آندرامودا چندان رضايتي از اين حركت ندارد.هادس برادر خود را متقاعد مي كند.تا انسانيت را در ميان آدم ها كم كند تا آرگوس ها به خاطر پيروزي شان تنبيه شوند. « هادس » پيش از آنكه بقيه سربازان را بكشد در دربار حاضر مي شود اما به پرسيوس گزندي نمي رسد. در همين اثنا،‌ فاش مي شود كه پرسيوس فرزند زئوس است. ملکه كاسيوپيا در حال مرگ است. هادس تهديد مي كند كه اگر شاهزاده خانم آندرامودا براي كراكن ها قرباني نشود،‌ آرگوس ظرف ده روز نابود خواهد شد. شاه روي كمك پرسيوس حساب مي كند.ابتدا پرسيوس نمي پذيرد اما پس از ملاقات با زني به نام « لو» نظرش تغيير مي كند. « لو» با تنبيه خدايان روبرو شده و هيچ گاه پير نمي شود. پرسيوس مي فهمد كشتن كراكن ها نوعي انتقام گيري در برابر « هادس » است. پس پرسيوس تصميم مي گيرد به شاه كمك كند و همراه زبده ترين سربازان آرگوس در جستجو براي يافتن ساحره هاي استيجيان مي رود. شاه سابق آرگوس ( آكريسيوس ) كه حالا كاليبوس نام گرفته را وادار مي كند تا پرسيوس را به قتل برساند و به او وعده مي دهد كه دوباره او را بر تاج و تخت مي نشاند و...

در متن و حاشيه
 

« لويي لتريه » يكي از علاقه مندان پرو پا قرص نسخه اصلي « برخورد تايتان ها » (1981 ) در دوران كودكي بوده است. ابتدا قرار بود « استفن نورينگتان » كارگرداني اين اقتباس را بر عهده بگيرد اما چون او نسخه اصلي را نديده خيلي اطمينان نداشت كه بتواند در بازسازي اش به نسخه اصلي وفادار باشد. پس در ماه ژوئن سال 2008 كارگرداني به « لويي لتريه » سپرده شد. لويي لتريه مدام از تهيه كننده و مسئول جلوه هاي ويژه نسخه اصلي « ري هري هازن » مي خواست درباره نسخه جديد ابراز نظر كند. هري هازن از سال 1981 خود را بازنشسته كرده و ديگر علاقه اي به بازگشت به كار ندارد. « ليام نيسون » به خاطر پسرانش نقش را قبول كرد كه شيفته افسانه هاي يونان باستان هستند. « جيمز وودز» دلش ميخواست نقش "هادس" را ايفا كند چرا كه در « هركول ها » (1997 ) اين نقش را بازي كرده بود. در افسانه هاي يونان « لو» همسر سابق پدر پرسيوس،‌« زئوس » است و جده بزرگ او به حساب مي آيد. ابتدا قرار بود نمايش فيلم 26 مارس باشد اما چون فيلم به نسخه سه بعدي تبديل شد‌، نمايش آن به دوم ماه آوريل تغيير كرد. در دوران فيلمبرداري سام ورثينگتن پس از پوشيدن لباس « پرسيوس » سبب خنده گروه مي شد ولي سام خيلي جدي به اين مساله نگاه مي كرد و مي گفت ؛‌ تماشاگران نبايد به لباس و ظاهر او بخندند. وي در دوران فيلمبرداري هيچ گاه صندل به پا نكرد. او عوامل را مجبور كرده بود تا كفش مارك « نايكي » او را مانند صندل رنگ آميزي كنند تا راحت تر بدلكاري انجام دهد. « برخورد تايتان ها » با بودجه 125 ميليون دلاري تهيه شد. منتقدان خيلي نگاه مثبتي به فيلم نداشته اند: 30 درصد منتقدان سايت راتن توميتوز از 208 نقد ارايه شده به فيلم امتياز مثبت داده اند. پخش فيلم را كمپاني برادران وارنر بر عهده داشت.

نگاه منتقد
 

جيمز برارد دينلي: از يك جمله اي كليشه اي استفاده مي كنم: براي علاقه مندان « برخورد تايتان ها » هم خبرهاي خوب و هم خبرهاي بد دارم. خبرهاي خوب اين كه بازسازي سال 2010 نسبت به نسخه اصلي يك پيشرفت به حساب مي آيد. خبر بد اين كه ميزان پيشرفت،‌ خيلي كم است. تعبير از افسانه يوناني خيلي در داستان بهتر شده اما فرمت سه بُعدي بسيار بد فيلم،‌ آن را خراب كرده است. به هر فردي كه علاقه مند به تماشاي « برخورد تايتان ها » است توصيه مي شود در سالن هاي نمايش فرمت دو بعدي آنرا ببيند چون نه تنها ارزان تر است بلكه به او اجازه مي دهد از داستان لذت ببرد بي آنكه از ضعف هاي فيلم اذيت شود. اين نقاط ضعف تنها به سكانس هاي حادثه اي محدود نمي شود. ظاهر فرمت سه بعدي فيلم بسيار بد است. بهترين توصيف براي « برخورد تايتان ها » مي تواند « خلق دوباره فيلم سال 1981 » باشد.اما در حقيقت روايت دوباره افسانه پرسيوس است. نسخه جديد تمركزش را روي قهرمان نيمه خدا ـ انسان،‌« پرسيوس» مي گذارد اما مضامين سياسي كوه المپ را هم مورد بررسي قرار مي دهد. شايد « برخورد تايتان » ها نخستين فيلم مهم سه بعدي باشد كه مخاطبانش پسران نوجوان است. تصورش سخت است كه اين فيلم بتواند مخاطبان بزرگتر را جذب كند. گرچه بي شك به خاطر حس نوستالژي كه ايجاد مي كند،‌ مخاطبان بزرگسال هم به تماشاي فيلم خواهند رفت.
منبع: نقش آفرينان شماره 64